تبليغاتX
.

.

 

قوبقه

پوچوق

چوقور

بوقوند

چومبولوگ

...

 

ری ده به دری رفته!

 

+ نوشته شده در شنبه 1391/02/23;ساعت 19:36; توسط ara; |

 

 

 

گوز

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/02/17;ساعت 21:41; توسط ara; |

 

اگه ماهی از سال بودم : رمضان

اگه روزی از هفته بودم : فرقی نمی کنه

اگه یه جهت بودم : سر بالایی

اگه یه نوشیدنی بودم : شیر موز ، عرق سگی

اگه یه گناه بودم : خود کشی ، شرب خمر

اگه یه درخت بودم : بید مظلوم

اگه یه گل بودم : محمدی

اگه آب و هوا بودم : آفتابی خنک

اگه رنگ بودم : مشکی طرح دار

اگه پرنده بودم : کفتر سفید پاپر

اگه یه جرم بودم : تخریب اموال عمومی

اگه صدا بودم : سکوت بیابان

اگه فعل بودم : استجابت دعا

اگه یه فیلم بودم : روز هشتم ( شایدم هفتم )

اگه پزشک بودم : ماساژ در مانی خانوما

اگه یه پرنده بودم : رو به تک درخت مزرعه

اگه یه وسیله آشپزخونه بودم : قاشق مربا خوری

اگه از لوازم خونه بودم : پتو

اگه یه آهنگ بودم : آهنگی که خوشم بیاد وجود نداره

اگه ساز بودم : همون وسیله ای که نامجو استفاده میکنه

اگه کتاب بودم : یه کتاب کلفت

اگه شعر بودم : فال حافظی که گرفتم

اگه طبیعت بودم : جوی آب توی دامنه کوه

اگه یه بازی بودم : حکم

اگه بیماری بودم : سرطان وخیم ، سرماخوردگی

اگه یه وسیله بودم : سرگرمی

اگه یه فحش بودم : تو گوه میخوری

اگه یه ولایت افغانستان بودم : پکتیکا ، کاپیسا

اگه حیوون بودم : گربه خوشگل

اگه میوه بودم : یه کیلو پرتقال تامسون خونی بزرگ آبدار

اگه یه هنر بودم : هنری که جالب باشه

اگه کلمه بودم : سلام

اگه حکم دادگاه بودم : جبران خسارت ، صلب

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/02/10;ساعت 11:21; توسط ara; |

 

بعد از تیر بارون شدن توی صفائیه ، یه پارچ نگارستان اشراق می چسبه !!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/02/04;ساعت 19:43; توسط ara; |

 

دلم میخاد بشینم با رابین ی سیگار دو نفری بکشم

 

واسه میثم یه لیوان چای بریزم

 

دوس دارم دوباره برم کافه مشاهیر

 

دلم میخاد با میـتی ورس پرتقال خونی بخورم

 

دیگه نمیرم اصفهان

 

کاش واسه بچه دار شدن راهی غیر از زن گرفتن بود

 

کاش مادرم هیچ وقت بهم نمی گفت وقتی راه میری سرت رو بالا بگیر

 

کاش خودکشی حلال بود و هر کس اجازه داشت هفت بار خودشو بکشه

 

کاش هیچ وقت اونطوری بهم نگاه نمی کردی

 

حیف کلم غره وگرنه کچل می کردم

 

کاش آواره نبودیم

 

کاش یه روانپزشک بهم میگفت مریضیم چیه

 

 

 

 

پی نوشت : میگن طرف نصفه شبی ک.خ شده بود، منم!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/01/08;ساعت 21:42; توسط ara; |

 

ملالی نیست

جز دوری دوست ...

 

 

 : این پست اندازه یه دیکشنری دو جلدی پی نوشت داره!

 

+ نوشته شده در شنبه 1390/12/20;ساعت 12:9; توسط ara; |


کتاب زبان و شلوار کیک بوکس


دو تا چیز که تو خونه افغانی حتمن پیدا میشه!!


+ نوشته شده در یکشنبه 1390/12/07;ساعت 12:12; توسط ara; |

 

   !! stop stealing my heart away

 

+ نوشته شده در شنبه 1390/11/15;ساعت 19:41; توسط ara; |

 

آره ما به دنیا اومدیم.

یه افغانیه جدید.

 

سوتی: البته دقیقن نمی دونم کجای قم دنیا اومدم. زایشگاه ایزدی، کوچه جوب شور، کوچه آبشار. پاسپورتم که اصن نوشته ارزگان! حالا رفتم خونه می پرسم که یکی ازم پرسید ضایه نشم.

اصل مطلب : خدا می بینی کار به کجا رسیده، همراه اول به ما تبریک میگه. البته ماکه به این چیزا اهمیت نمی دیم ولی اوضا اونقد خرابه که باید بگی تولدم یادت نره ها!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/05;ساعت 12:53; توسط ara; |

 

-  جعفر وایسا

+  هان؟

-  الکی گفتم، برو!!

 

+ نوشته شده در شنبه 1390/10/10;ساعت 11:3; توسط ara; |